![]() |
![]() |
|
|
در صورت تمايل به معرفي مجموعه شعر خودتان مي توانيد با آدرس زير مكاتبه كنيد . تبريز- چهار راه ابوريحان - ميدان منظريه - پاساژ سهنديه شرقي - طبقه همكف - پلاك12- كافي نت ياهو- مهدي آذري |
مجموعه : هيچ نامت نمي دهم شاعر : نيما رحيمي چاپ و صحافي : ؟ چاپ اول : ؟ تيراژ : ؟ نشاني : ؟ صندوق پستي :؟ ( مجموعه ي حاضر فعلا در مراحل چاپ و صحافي است و به زودي وارد بازار خواهد شد ) 1: طبل كوبه يِ كلاغها
هيأت بلند سرو سبزْ سبزْ سبزْ سبزْ حرمت بلند خون سرخ سرخ سرخ سرخ خون ما بلند شد چار پايه را زدند هيأت بلند سرو سرخ خون ما به تيره مي زند وحال، طبل كوبه يِ كلاغها و زاغها بر بلند لاشه هاي ما
قار قار قار قار 2: آيه ي كثيف دل و دستت به كار نمي رود شعرهاي سروده ات را پاره مي كني و جنين نا سروده هايت را سقط ! ] و اين را از زني آموختي كه از بيگانه مردي به خيانت باردار شد و آموخت كه ديگر باره كار بدانجاي نكشاند ... [ دريغا شاعر دريغا كه براي طبع تو هيچ داروخانه اي قرص نا باروري نمي فروشد بايست دست در گلو كردن و استفراغ سروده و ناسروده هايت را كه مباد زندگي گمان برد تو هم به جدي گرفتن آن كار نموده اي نه به سخره ! و انگ آيه ي كثيفي به نام زندگي را حاشا ، حاشا - كه بر خود هموار سازي به چنين روزگاري كه من از بوي خيانت عقّم مي گيرد 3: با كدام اميد
مردگان ِ بي كفن مجاهدان ِ بي وطن با كدام اميد سلاح را روي دوش خود بر گرفته ، مي بريد با اميد پاسداشت از چه كس خون ِ سرخ ِ خويش را در مقابل گلوله ها چتر مي كنيد هيچ مردمي ، - دست ِ ياري يي - بر شما گشوده ديده است در زمانه اي كه - جز به هيكل درشت و هيات ِ پلشت ِ سكس - هيچ چيز را بها نمي دهند با كدام اميد ، به انتظار چيستيد ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 13:47 توسط مهدي آذري |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
معرفي مجموعه شعر هاي چاپ شده
|
| پیوندهای روزانه |
|
فراموش کردم فراموشت کنم روح تکانی حس اول آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
روح تكاني مهدي آذري حس اول غزل محض |
| شمارنده |
|
|